جنگ
بهمن سال 1363 از راه رسیده بود ودر سنگر فرماندهی تیپ الغدیر ،جلسه ای تشکیل شد تا آخرین هماهنگی ها در خصوص اجرای برنامه های دهه مبارکه فجر انجام پذیرد،حالا بحث براین بودکه به مناسبت سالگرد پیروزی اسلامی وهمچنین جهت بالا بردن روحیه رزمندگان مستقر در خط وترساندن دشمن باید تعدادی پرچم ایران در داخل خاک عراق به اهتزاز در آید،به هر حال پس از کلی بحث و تبادل نظر قرارشد تیرهای برق ما بین دو پاسگاه کوت سواریو بوبیان عراق که از قضا،تیرو ترکش های زیادی را تحمل کرده و پایه های آن داخل آب گرفتگی بود ولی همچنان محکم وپا برجا مانده بودند محل نصب پرچم ها باشد .
عجب فکر جالبی حال باید مقدمات کار فراهم می شد بنابراین فرمانده تیپ خطاب به اعضاء جلسه گفت:با توجه به شناختی که تیم های شناسایی از منطقه دارند،این مأموریت به برادر حاج جوادابلاغ می گردد تا با هماهنگی واحد عملیات ود یگر واحدها وبا دقت هر چه تمام تر انجام پذیرد.
اینجانب حسن بردستانی فرزند حیدر متولد 6/4/1345 دوران ابتدایی رادر دبستان فولادی (بلال کنونی)و دوره راهنمایی تا سال دوم راهنمایی در آموزشگاه شهید کامران نجات الهی در بردخون زادگاه اصلی ام سپری نمودم آن زمان درشرایط سخت جنگ سپری قرار داشتیم و جبهه نیاز مبرم به نیرو داشت ، ترجیح دادم که درس و مشق را کنار گذاشته و عازم جبهه های حق علیه باطل شوم و همدوش بسیجیان قرار گیرم و بعد از آن جهت خدمت مقدس سربازی به پادگان آمام حسین (ع) شیرازجهت آموزش تخصصی ش .م. ر اعزام شدم و دوران آموزشی در آنجا به پایان رساندم و سپس وارد مناطق جنگی شدم در مدت خدمت علاوه برحفاظت خطوط پدافندی در دو عملیات بزرگ بدر و والفجر 8 حضور داشتم و در سال 1364 براثر موج انفجار و عوامل گازهای شیمیایی از نوع اعصاب و خردل در جزیره مجنون مجروح گردیدم و به بیمارستان شهید بقایی اهواز حهت مداوا اعزام و بستری شدم واز ناحیه گوش مورد عمل قرار گرفتم در ضمن مدت حضورم در جبهه 28ماه و 22روزمی باشد وناحیه مجروحیتم 25درصد ازکارافتادگی و یا جانبازی است .و پس از پایان خدمت سربازی به استخدام آموزش وپرورش درآمدم ومشغول انجام کارشدم ودر همان موقع احساس کردم که هنوز دیر نیست و وقت را غنیمت شمرده و بازبه ادامه تحصیل پرداختم. و برای ادامه تحصیل جهت شرکت در کلاسهای درس مامور شده و به شهرستان دیررفتم و در آموزشگاه ایثارگران شهدای فتح المبین دوران راهنمایی ومتوسطه نظام قدیم را پشت سر نهاده و موفق به اخذدیپلم انسانی شدم ودر همان سال در کنکور سراسری شرکت نموده و درشته کار شناسی جغرافیا دانشگاه ملی اصفهان قبول شدم اما به علت مشکلات عدیده ای که داشتم نتوانستم ادامه تحصیل دهم و از تحصیل بازماندم اما پس از چندین سال بعد در آزمون سراسری دانشگاه آزادشرکت نموده که در سال 85 در رشته آموزش و پرورش ابتدایی پذیرفته شدم وفوق دیپلم خود از دانشگاه آزاد بوشهر را در خرداد سال 1388 اخذ نمودم، اما علاقه وافر به شهر و دیار خویش و رسالتی که همیشه به آن پایبندم و آن چیزی نیست جز ادای دین به مردمانی که در کنار آنها پرورش یافته ام ،برآن شدم تا اندک آموخته های خود را به همشهری هایم عرضه نمایم و اکنون در پست مسئولیت دبیرخانه اداره آموزش و پرورش منطقه بردخون ،دست بر سینه در خدمت مردم دوست داشتنی شهرم هستم . آرزوی قلبیم سلامتی همه انسان های پاک و سرشت که وجودشان منبع خیر برای همنوعانشان است .